قانون مداری

حتما می دانید سابقه قانونگذاری در ایران حدود یکصد سال است. یعنی از زمانی که کشور ایران دارای قانون اساسی شد یکصد سال می گذرد ودر این یکصد سال قوانین متعددی برای اداره کشور ومملکت در مجلس بتصویب رسیده است که شاید به دهها جلد کتاب پانصد صفحه ای برسد .

قانون به معنای اعم هر قاعده یا دستور کلی است که از طرف قوه حاکم کشور وضع می شود واطاعت از آن اجباری است .قانون به معنای اخص را قوه مقننه وضع می کندیعنی مجلس شورای اسلامی با شرایط وتفصیلی که در آیین نامه داخلی مجلس مقررگردیده است .

در بیان وتعریف دیگر ، قانون مجموعه باید ها ونباید هایی است که شیوه رفتار آدمی را در زندگی اجتماعی تعیین می کند . انکه نظم در جامعه ایجاد می کند وسبب امنیت و آرامش مردم می شود ،این قانون است ،در صورتی که قانون عمل شود.

وجود قانون برای جامعه ضرورت دارد ،یعنی افراد یک جامعه باید در رفتار وکردارشان حدود ومرزهایی را رعایت کنند تا همه بتوانند به نحو مطلوب وشایسته از زندگی بهره های مادی ومعنوی برگیرند . اگر مرزها وحدود در هم بریزد وقانون حاکم نباشد جامعه به هدف خود نخواهد رسید، پس قانون به دلیلی که گذشت برای هر زندگی اجتماعی ضرورت دارد .

نیاز به قانون از ضروریات است . ما انسانها نیاز به قانون داریم تا انسانها میل به خودسری پیدا نکنند . هر کس بخواهد خود وبنی نوع خود آزاد باشد باید اطاعت قانون کند . ازادی واقعی در جایی است که قانون باشد ونباید فراموش کرد که رشد وپیشرفت واداره جامعه جزء در سایه قوانین ومقررات و وضع محدودیت ها میسر نیست .قانونمندی رابه هیچ قیمت نباید از دست داد. اگر بند قانونمندی پاره شد آشفتگی ظهور می کند وهمه چیز بر هم می ریزد . قانون باید فصل الخطاب همگان در اداره جامعه باشد ،رعایت قانون یک اصل است .در سایه قانونگرایی تبار گرایی به حاشیه رانده می شود وشایسته سالاری در عزل ونصب ها جایگزین آن می گردد .یکه سالاری واستبدادبرای همیشه به فراموشی سپرده می شود ورای اکثریت ،انتخابات ،قوه قانونگذاری وبا لاخره آیین نامه ومصوبات قانونی جایگزین آن می شود .اگر ما بخواهیم امنیت داشته باشیم ،استقرار امنیت در گرو شجاعت ،قاطعیت در اجرای قانون است ودولت بعنوان مجری قانون است .قانون پشتیبان مال فجان و آزادی است زیرا بدون این سه امنیتی وجود نخواهد داشت وبدون امنیت پیشرفت میسر نخواهد بود . قانون تنها مرجع تنظیم کننده روابط فرد وجامعه وجوامع با یکدیگر می باشد . قوانین خوب وضع را بهتر می سازد وقانونهای بد قانونهای بدتری بدنبال دارد .وباید بدانید بدبختی ملت هایی که دارای قانون هستند بسیار کم است .

هر جا قانون نباشد سعادت وبرکات نیست .ما باید یاد بگیریم به قوانین هر چند مخالف نظر وسلیقه شخصی امان باشد احترام بگذاریم . کشور یعنی حاکم ،قانون ،اگر قانون حاکم نباشد مملکت وکشور نیست ،حاکم باید قانون باشد وهر کس باید از خودش بترسد یعنی اگر من بد کردم بترسم .این است معنی اجرای قانون ،این است کشور قانونی . این قانون برای این است که از بعضی از مردمان فاسد جلوگیری کنند .

انچه  که لازم است شماها وملت بداند این است که ملت ایران باید تمرین قانون پذیری را بکنند . اگر ما عادت بکنیم به رعایت قانون در خیلی از جاها مشکلاتمان حل خواهد شد .عمل به قانون گاهی تلخی هایی بدنبال دارد که این تلخی ها را باید از جنس تلخی داروهایی دانست که پزشک برای در مان مریض تجویز می نماید . اجرای یکنواخت وبا قدرت قانون ،سلامت جامعه را تامین می نماید .قانون وقتی عنوان قانونیت پیدامی کند که مجلس تصویب کند .مجلس شورای اسلامی علاوه بر تصویب حق نظارت مستمر بر اجرای قوانین را هم دارد . وباید توجه شود همه اصلاحات در پناه قانون انجام گیرد .قانون زاییده اراده عمومی است .قانون وقتی قانون است که بایستی برای همه افراد مساوی اجرا شود . قانون همان چیزی است که فرد یا گروه ویا همه مردم آنرا وضع می کنند . غیر از این منبعی برای قانونگذاری نداریم . قانون باید منافع همه افراد جامعه را تامین کند . پس یک ویژگی قانون این است که باید برای منافع همه انسانها یی که در آن جامعه زندگی می کنند موثر ومفید باشد وبه بهترین وجه آن منافع را تامین نماید .بعضی ها پیدا می شوند که روحیه قانون پذیری را ندارند ،یعنی از روی قانون عبور می کنند وزیر پا می گذارند .روحیه عبور از قانون ،روحیه خوبی نیست که در بعضی از ماها ممکن است باشد .ماباید نسبت به قانون متعبد باشیم .به قانون به عنوان موجودی مقدس احترام بگذاریم . 

  ۱۶ مرداد ۹۶